محرم..
اهل بیت در قرآن در جاهای مختلفی ذکر شده است. یکی از مهمترین آنها آیهٔ ۳۳ سورهٔ الاحزاب است:
و در خانههایتان بنشینید و آرام گیرید و مانند دورهٔ جاهلیت پیشین با آرایش و خودآرایی بیرون نیایید، و نماز به پا دارید و زکات (مال به فقیران) بدهید و از امر خدا و رسول اطاعت کنید. خدا چنین میخواهد که هر رجس و آلایشی را از شما اهل بیت ببرد و شما را از هر عیب پاک و منزه گرداند. (۳۳)
همچنین در آیهٔ ۲۳ سورهٔ الشوری، به نزدیکان پیامبر اسلام اشاره میکند:
این (بهشت ابد) همان است که خدا به بندگانی که ایمان آورده و نیکوکار شدند بشارت آن را داده است. بگو: من از شما اجر رسالت جز این نخواهم که مودّت و محبّت در حقّ خویشاوندان منظور دارید و هر که کاری نیکو انجام دهد ما نیز در آن مورد بر نیکوییاش بیفزاییم که خدا بسیار آمرزندهٔ گناهان و پذیرندهٔ شکر بندگان است. (۲۳)
در این آیه خدا به محمد دستور میدهد تا از پیروانش بخواهد که به خویشاوندانش عشق بورزند.
به بگفته فرانسیس ادواردز پیترز، استاد بازنشسته دانشگاه نیویورک در رشته اسلام و خاور میانه شناسی، در پیش از اسلام و در اوایل اسلام، اهل بیت لقب قریش بود و منظور بیت همان خانه کعبه در مکه بود. این کاربرد بعدها تحت شعاع تعبیری قرار گرفت که باری سیاسی داشت و در مورد آیه ۳۳ سی و سومین سوره قران(احزاب) نقل میشد. سرچشمه این تعبیر بعد از کشته شدن عثمان و اوایل دوران اموی، همزمان با شروع رقابت خاندان اموی و علی بر سر خلافت است. در تعبیر فوق منظور از اهل بیت خانواده پیامبر و بطور خاص علی، فاطمه، حسن و حسین است. بگفته پیتر، بدنبال این تعبیر احادیثی به نقل از محمد در مورد این آیه رواج یافت از جمله حدیث پنج تن آل عبا.[۵]
در قرآن این واژه برای خاندان ابراهیم بهکار رفته و به آنان بخشایش و برکت آسمانی را نوید دادهاست.[۶] همچنین در جای دیگر، این واژه برای اشاره به خاندان محمد بهکار برده و گفته که خداوند، میخواهد آنان را از هرگونه زشتی و پلیدی بپیراید.[۷] همه مفسران شیعه و برخی از مفسران اهل سنت مراد این آیه را پنج تن آل عبا، یا اصحاب کساء دانستهاند: پیامبر اسلام، علی، فاطمه، حسن و حسین. این نظریه بر اساس روایات شیعه و سنی مانند حدیث کساء، حدیث مباهله، و حدیث مودت قربی است.[۸][۹][۱۰]
در باور شیعیان مقصود از اهل بیت در احادیثی چون حدیث ثقلین، حدیث سفینه و حدیث نجوم، امامان دوازده گانهاند؛ زیرا به دلایل عقلی و نقلی منزلتی که در این احادیث آمده تنها برای آنان ثابت است؛ چنانچه جمعی از اهل سنت هم به آن تصریح کردهاند. شیعیان بر اساس دلایل یادشده و شواهدی که در تاریخ اسلام وارد شدهاست، معتقدند که واژه اهل بیت صرفا به چهارده معصوم اطلاق میگردد و بنا بر آن شواهد، حتی همسران پیامبر خدا(ص) نیز از دایره اهل بیت(ع) خارجاند، هر چند به عنوان همسر پیامبر خدا جایگاه آنان محفوظ است[۱۱]
اما اهل سنت در مورد مصداق این آیه دیدگاههای گوناگونی دارند. برخی پنجتن اهل کساء، برخی همسران پیامبر، برخی آل هاشم و برخی دیگر منسوبان و نزدیکان پیامبر را مصداق این آیه دانستهاند.
منابع
چه کنیم تا مورد توجه امام عصر(عج) قرار گیریم و وجودمان نورانی شود؟[۱]
پاسخ: در قرآن و روایات به صورت صریح تاکید شده است که پس از برخورداری انسان از اعتقاد صحیح، نوبت به عمل میرسد و آنچه میتواند آدمی را به خدا و حجت او نزدیک و نزدیکتر کند، تلاش در راه انجام دادن وظایف(تعهد به واجبات و ترک محرمات الهی) است.
حضرت مهدی(عج) بر اساس یکی از توقیعات رسیده از ایشان فرمودند:
«اگر شیعیان ما- که خداوند آنها را به اطاعت خویش موفق بدارد- بر ادای عهد و پیمان ما یک دل و همراه میشدند، هرگز سعادت دیدار ما از ایشان به تاخیر نمی افتاد».[۲]
همچنین فرمودند:
« هر یک از شما به گونهای عمل کند که به محبت ما نزدیک شود و از کارهایی که او را به خشم و غضب ما نزدیک می کند، برحذر باشد».[۳]
این سخنان نورانی میرساند که بهترین وسیله برای نزدیکی به خدا و جلب عنایت امام عصر(عج) تلاش برای سازندگی فردی است. البته یاد امام عصر(عج) در هر شب و روز در این مسیر بسیار راهگشا خواهد بود. چه خوب است که روزمان را با یاد آن حضرت و توسل به او شروع کنیم و به همین گونه به پایان برسانیم. و چه زیباست که پیوسته ساعتی را برای عرض سلام و ارادت به ساحت مقدسش اختصاص دهیم و چه بجاست که به نیابت از آن حضرت، کارهای عبادی(مثل نماز، روزه و صدقه) انجام دهیم.
البته در کنار خودسازی و یاد امام عصر(عج) لازم است به دنبال تحقق اهداف امام در عرصه اجتماعی باشیم و در این راستا برای زمینه سازی ظهور آن حضرت، بستر سازی برای بروز ارزش های اسلامی و انسانی در جامعه، و تلاش برای فراگیر شدن فرهنگ انتظار و ضرورت حاکمیت الهی تلاش کنیم.
به راستی آیا می شود آدمی این گونه زندگی کند و مورد توجه و عنایت امام عصر(عج) قرار نگیرد؟!
[۱] مهدویت؛ پرسشها و پاسخها
[۲] - الاحتجاج، طبرسی، ج۲، ص۳۱۵٫
علی(ع) فرموده اند: به هنگام خشم، نه تنبیه، نه تصمیم، نه دستور.
نمیدونم این شعر از کیست ولی خیلی زیباست .
******
سخت آشفته و غمگین بودم…
به خودم می گفتم:
بچه ها تنبل و بد اخلاقند
دست کم میگیرند
درس ومشق خود را…
باید امروز یکی را بزنم، اخم کنم
و نخندم اصلا
تا بترسند از من
و حسابی ببرند…
خط کشی آوردم،
درهوا چرخاندم…
چشم ها در پی چوب، هرطرف می غلطید
مشق ها را بگذارید جلو، زود، معطل نکنید !
اولی کامل بود،
دومی بدخط بود
بر سرش داد زدم…
سومی می لرزید…
خوب، گیر آوردم !!!
صید در دام افتاد
و به چنگ آمد زود…
دفتر مشق حسن گم شده بود
این طرف،
آنطرف، نیمکتش را می گشت
تو کجایی بچه؟؟؟
بله آقا، اینجا
همچنان می لرزید…
” پاک تنبل شده ای بچه بد ”
” به خدا دفتر من گم شده آقا، همه شاهد هستند”
” ما نوشتیم آقا ”
بازکن دستت را…
خط کشم بالا رفت، خواستم برکف دستش بزنم
او تقلا می کرد
چون نگاهش کردم
ناله سختی کرد…
گوشه ی صورت او قرمز شد
هق هقی کردو سپس ساکت شد…
همچنان می گریید…
مثل شخصی آرام، بی خروش و ناله
ناگهان حمدالله، درکنارم خم شد
زیر یک میز،کنار دیوار،
دفتری پیدا کرد ……
گفت : آقا ایناهاش،
دفتر مشق حسن
چون نگاهش کردم، عالی و خوش خط بود
غرق در شرم و خجالت گشتم
جای آن چوب ستم، بردلم آتش زده بود
سرخی گونه او، به کبودی گروید …..
صبح فردا دیدم
که حسن با پدرش، و یکی مرد دگر
سوی من می آیند…
خجل و دل نگران،
منتظر ماندم من
تا که حرفی بزنند
شکوه ای یا گله ای،
یا که دعوا شاید
سخت در اندیشه ی آنان بودم
پدرش بعدِ سلام،
گفت : لطفی بکنید،
و حسن را بسپارید به ما ”
گفتمش، چی شده آقا رحمان ؟؟؟
گفت : این خنگ خدا
وقتی از مدرسه برمی گشته
به زمین افتاده
بچه ی سر به هوا،
یا که دعوا کرده
قصه ای ساخته است
زیر ابرو وکنارچشمش،
متورم شده است
درد سختی دارد،
می بریمش دکتر
با اجازه آقا …….
چشمم افتاد به چشم کودک…
غرق اندوه و تاثرگشتم
منِ شرمنده معلم بودم
لیک آن کودک خرد وکوچک
این چنین درس بزرگی می داد
بی کتاب ودفتر ….
من چه کوچک بودم
او چه اندازه بزرگ
به پدر نیز نگفت
آنچه من از سرخشم، به سرش آوردم
عیب کار ازخود من بود و نمیدانستم
من از آن روز معلم شده ام ….
او به من یاد بداد درس زیبایی را…
که به هنگامه ی خشم
نه به دل تصمیمی
نه به لب دستوری
نه کنم تنبیهی
***
یا چرا اصلا من
عصبانی باشم
با محبت شاید،
گرهی بگشایم
با خشونت هرگز…
با خشونت هرگز…
با خشونت هرگز…
شهید ابوالحسن دهقانیان
ابوالحسن دهقانيان در چهاردهم مرداد ماه هزار و سيصد و چهارده در يكي از روستاهاي استان فارس بدنيا آمد. وي داراي تحصيلات ابتدايي و كشاورز بود.ابوالحسن متاهل،و در شيراز سكونت داشت. وي سرانجام در بيست و هشتم ارديبهشت ماه هزار و سيصد و شصت و دو در پل نو مرودشت توسط اشرار مسلح مورد سوء قصد واقع شد و جان سپرد.

از ديدگاه دانش فيزيولوژي، مغز يک سيستم رايانهاي فوقالعاده پيشرفته است و همچون رايانه داراي قسمتهاي مختلفي ميباشد. اگر مغز را داراي اقشار مختلفي بدانيم، يک قشر آن را قشر حسّي تشکيل خواهد داد که هر قسمت ازقشر حسّي به عضو معيّـني از بدن مرتبط است. اگر نحوه ارتباط قشر حسّي يا بخشهای مختلف را روی نقشهاي پياده کنيم، آدمکي پديد خواهد آمد که آدمک حسّي ناميده ميشود.
به طور مثال، اگر هرعضو از آدمک راتحريک کنيم، مغز آدمک حسّي همانند مغزانسان واکنش نشان ميدهد.
واکنش مغز آدمک حسّي نسبت به وضو:
آنچه موجب تعجّب و شگفتي دانشمندان نورو فيزيولوژي گرديده اين است که اگرعمل وضو همان طورکه انسان انجام مي هد، روي آدمک حسّي اجراء شود، آن اعضا بدن آدمي فقط حدود 20 درصد از سطح بدن را شامل ميشوند ولي قسمت اعظم قشر حسّي تحريک گرديده و واکنش نشان ميدهد.
به عبارت ديگر، ميتوان از اين واکنش معادله زير را بدست آورد:
مرطوب کردن ( دست و صورت و پاها)= مرطوب کردن تمام بدن
نتايج بدست آمده از اين تحقيقات اين مطالب را متذکر ميگردد که، وضو وسيلهاي براي هوشياري انسان است و شايد يکي از حکمتهاي وجوب وضو براي نمازگزار، هوشياري حاصل از آن باشد.

کربلا....پنج شنبه نهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
شمر خود را به خیام امام(ع) رسانده، ضمن صدا کردن حضرت عباس(ع) و دیگر فرزندان ام البنین، می گوید:« برای شما از عبیدالله امان نامه گرفتم.» آنها متفقاً گفتند:« خدا تو را و امان نامه ی تو را لعنت کند، ما امان داشته باشیم ولی پسر دختر پیامبر نداشته باشد؟»
امام حسین(ع) توسط حضرت عباس(ع) از دشمن یک شب را برای نماز، راز و نیاز با خدا و تلاوت قرآن مهلت می گیرد.
حفر خندق در اطراف خیام برای مقابله با شبیخون دشمن و قطع کردن راه ارتباطی دشمن با خیام از سه طرف، - که فقط از یک قسمت ارتباط برقرار باشد- و یاران امام(ع) در آنجا مستقر بودند. این تدبیر امام(ع) برای اصحاب بسیار سودمند بود.
گروهی از لشکر عمر بن سعد به سپاه امام می پیوندند.
سخن امام(ع) خطاب به دشمن:« وای بر شما! چه زیانی می برید اگر سخن مرا بشنوید؟! من شما را به راه راست می خوانم، اما شما از همه ی فرامین من سر باز می زنید و سخن مرا گوش نمی دهید، چرا که شکمهای شما از مال حرام پر شده و بر دلهای شما مهر شقاوت زده شده است.
کربلا....دهم محرم الحرام سال 61 هجری قمری
امام(ع) با یارانش نماز صبح را به جماعت خواند و سپس با آنها چنین سخن گفت:« ...خدا به شهادت من و شما فرمان داده است. بر شما باد که صبر و شکیبایی را پیشه ی خود سازید.»
حضرت(ع)، «زهیر بن قین» را فرمانده راست سپاه و حبیب بن مظاهر را فرمانده چپ سپاه گمارد و پرچم را به دست برادرش حضرت عباس سپرد. گرچه سپاه دشمن به خیمه ها نزدیک می شد، ولی حضرت تیری نینداخت، چون می فرمود:« دوست ندارم که آغازگر جنگ با این گروه باشم.» عمر بن سعد تیر را بر کمان نهاده و به سوی یاران امام انداخت و گفت:« گواه باشید که اول کسی بودم که به سوی لشکر حسین تیر انداختم!» سپس سپاهیان عمر بن سعد تیر بر کمان نهاده و از هر طرف یاران حسین(ع) را نشانه رفتند. امام(ع) فرمود:« یاران من! به پا خیزید و به سوی مرگ(شهادت) بشتابید، خدا شما را بیامرزد.» در حمله ی اول بالغ بر چهل تن شهید شدند و سپس یاران باقی مانده هر کدام به نوبت به تنهایی به میدان رزم شتافته و به شهادت می رسیدند و بعد از آنها نوبت به خاندان بنی هاشم رسید و آنها نیز شربت شهادت را نوشیدند.
امام حسین(ع) که یکه و تنها مانده بود، نگاهی به اجساد مطهر شهدا کرده و آنها را صدا می کرد. حضرت(ع) برای وداع آخرین به سوی خیام آمد، آنگاه در حالی که شمشیرش را از غلاف بیرون آورده بود در برابر دشمن قرار گرفت و جنگ نمود. دشمن از هر طرف وی را محاصره نمود. ناگاه تیری سه شعبه به قلب مبارکش اصابت کرد و در حالی که نشان یکصد و چند تیر و نیزه بر پیکرش بود، نقش بر زمین شد و روح مبارکش به ملکوت اعلی پیوست، اما شیون زنان، کودکان و حتی فرشتگان الهی بلند شد

متکلمان دلایل متعددی را برای اعجاز قرآن مطرح کردهاند: ابراهیم نظام، متکلم معتزلی، نظریه صَرف را مطرح کرد که بر مبنای آن قرآن دارای بلاغت نیست اما وجه اعجاز قرآن از این جهت است که هرگاه معاندی بخواهد سورهای مشابه آن بیاورد، خداوند او را از اینکار منصرف میکند. این نظریه حتی در میان معتزله نیز محبوبیت چندانی نیافت. جاحظ، ادیب عرب، نظریه نظم قرآن را مطرح کرد که بیان میدارد خود قرآن کلامی اعجازآمیز و دارای بلاغت خاصی است. نظریه نظم قرآن توسط بسیاری از متکلمان دیگر مورد استقبال قرار گرفت و ادیبان بسیاری سعی کردند با تدوین و گسترش علم بلاغت اعجاز بلاغی قرآن را اثبات کنند. در ادامه این مسیر، ابو سلیمان خطابی نظریه خطابی یا تاثیر قرآن بر قلوب را مطرح کرد و مدعی شد که با شنیدن قرآن چنان لذت و گاهی ترسی بر انسان چیرهمیشود که در آثار دیگر مشهود نیست. این نظریه با استقبال زیادی روبرو نشد.[۱]
نظریه آگاهی دادن از غیب از وجوه دیگر اعجاز شمرده شده که همواره مورد توافق دانشوران مسلمان بودهاست.[۱] وجوه اعجاز دیگری مانند اعجاز علمی و اعجاز عددی نیز مورد بحث قرار گرفتهاند.
باری اگر روزی کسی از من بپرسد
چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟
من می گشایم پیش رویش دفترم را
گریان و خندان بر می افرازم سرم را
آنگاه می گویم که بذری نو فشانده است
تا بشکفد تا بردهد بسیار مانده است
در زیر این نیلی سپهر بیکرانه
چندان که یارا داشتم در هر ترانه
نام بلند عشق را تکرار کردم
با این صدای خسته شاید خفته ای را
در چارسوی این جهان بیدار کردم
من مهربانی را ستودم
من با بدی پیکار کردم
پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم
مرگ قناری در قفس را غصه خوردم
وز غصه مردم شبی صدبار مردم
شرمنده از خود نیستم گرچون مسیحا
آنجا که فریاد از جگر باید کشیدن
من با صبوری بر جگر دندان فشردم
اما اگر پیکار با نابخردان را
شمشیر باید می گرفتم
بر من نگیری، من به راه مهر رفتم
در چشم من شمشیر در مشت
یعنی کسی را می توان کشت
در راه باریکی که از آن می گذشتیم
تاریکی بی دانشی بیداد میکرد
ایمان به انسان شبچراغ راه من بود
شمشیر دست اهرمن بود
تنها سلاح من در این میدان سخن بود
شعرم اگر در خاطری آتش نیفروخت
اما دلم چون چوب تر از هر دو سر سوخت
برگی از این دفتر بخوان شاید بگویی
آیا که از این می تواند بیشتر سوخت
شبهای بی پایان نخفتم
پیغام انسان را به انسان باز گفتم
حرفم نسیمی از دیار آشتی بود
در خارزار دشمنی ها
شاید که طوفان گران بایست می بود
تا برکند بنیان این اهریمنیها
پیران پیش از ما نصیحت وار گفتند
دیر است دیراست تاریکی روح زمین را
نیروی صد چون ما ندایی در کویر است
نوح دگر میباید و طوفان دیگر
دنیایی دیگر ساخت باید
وزنو در آن انسان دیگر
اما هنوز این مرد تنهای شکیبا
با کوله بار شوق خود ره می سپارد
تا از دل این تیرگی نوری برآرد
در هر کناری شمع شعری می گذارد
اعجاز انسان را هنوز امید دارد
از دیار آشتی - فریدون مشیری

سلام به وبلاگ ما خوش امدید. وبلاگ در حال بارگیری می باشد لطفا منتظر بمانید
۱۳ آبان از روز های خاطره انگیز ملتی است که بغض چندین ساله نفرت از ظلم و استکبار ترکید و قدرت داشتن استقلال و استقرار نظام جمهوری اسلامی بر گرفته از دین مبین اسلام با راهنمایی و هدایتگری لوح محفوظ را جشن گرفتند و ندای طنین انداز الله اکبر سر دادند واین روز را بعنوان روز مبارزه با استکبار جهانی نام گزاری کردند که در راس آنها آمریکا تا زمانی که خوی استکباری خودشان را ار بین نبرند و احترام متقابل با نظام مقدس جمهوری اسلامی را رعایت نکنند این روز با پررنگی بیشتر با سر لوحه قرار دادن آمریکا و حامیانش بعنوان استکبار جهانی ادامه خواهد داشت و سفارت خانه های که مرکز جاسوسی بودند وایران 34 سال پیش کشف کرده بود و هم اکنون نیز هستند نماد آنان است.